تبليغاتX
من و تو ( delfakar)

حس می کنم به تنهایی درون این دریایی که به وسعت غمهایم است غرق خواهم شد. قایقم کاغذیست و پارویم از جنس قلم . من نیاز دارم به کسی که لذت با او بودن مرا از قعر به اوج بکشاند. اما چه کسی؟ نمی دانم یا که شاید هم می دانم........

اگر او دریا باشد و من باران..........

حتم دارم طوفانی به پا خواهد شد من لذت جدال باران و دریا را دوست دارم . زیرا پس از طوفانی سریع و کوبنده آرامشی خاص نصیب هر دویمان می شود . پس خدایا بر من این لذت را بچشان. این دختر کاغذی را در دریای نوشته هایش غرق مساز بگذار چشمان آسمان لحظه ای از گریستن در خود باز ایستد . شیرینی دل باران را با شوری دل دریا آمیخته ساز. در میان نوشته غرق شدن یعنی پرواز تا اوج و نوشتن یعنی پارو زدن در دریای بیکران خاطرات . نوشته هایم را دوست دارم چون فقط آنهایند که به وجود من آرامش می دهند . حس می کنم زمانی به پایان یادداشت کردن خواهم رسید که عمرم فنا شده باشد و به پایان راه رسیده باشم . من می نویسم از حس غریبی که در وجودم لانه کرده حسی به نام عشق . از شوری، که نا خود آگاه گل لبخند را روی لبانم شکوفا می سازد

به باران نیاز دارم وای باران.......باران.........باران.

من نیز از تبار بارانم آسمانی یا زمینی  نمی دانم . شاید هم از تبار دریایی ها . من نباید خشک شوم . من باید کوه یخی را که در دریای نوشته هایم شناور است  و به حرکت خود ادامه می دهد از حرکت نگاه دارم . اما چگونه؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 9:38 قبل از ظهر  توسط فاطمه   | 

سالها در انتظار فرزندی بودن چه اشک ها ریختن و چه ناله ها کردن اینبار نذر کردن که اگه خدا بهشون یه بچه داد اونو ببرن مکه خدا خواسته شنو جواب داد و یه بچه بهشون داد چه شاد و مسرور بودن تا اینکه فرمان الهی رسید که نذرشون رو ادا کنن سرنوشت اینطور نوشت که برن حج اون زن و شوهر خیلی خوشحال بودن که می تونستند برن حج ولی تصمیم گرفتن که بچه ی یک سالشونو با خودشون نبرن و نبردن اونها رفتند تو شهر ما رسم بر اینه که کسی به سفری رفته بعد چهار روز خویشان جمع می شن و آش پشت پا می پذن خویشان جمع شدن  و از صبح مشغول شدن تا اینکه آش عصر آماده شد عمه ی بچه شادمان بچه رو بغل گرفت و بوسید و خندید و رفت پیش دیگ آش شادمان بچه رو شونه هاش گذاشت و می گفت آشو ببین اش پشت پای مامان و باباست که ناگاه بچه سر خرد و افتاد تو دیگ اش عمه دست برد تو اش بچه رو کشید بیرون اما........... عمه دیوانه وار جیغ می زد می خندید ......... عمه در بیمارستان روانی بستری شد و اون زن و شوهر شادمان برگشتند اما چه شنیدند؟ چه کردند؟

پ: این یه داستان نبود بچه ها  یه اتفاقی بود که تو شهرمون افتاد شاید تو خیلی از شهر ها اتفاقی مشابه این افتاده باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 2:30 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

  بسم الله الرحمن الرحیم

 

انسان پرواز میخواهد

وقتی به آسمان نگاه میکنم و به پریدن کبوتران سپیدبال از خود میپرسم چرا ما نمیتوانیم همانندشان در آسمان لایتناهی اوج بگیریم و به پرواز در آییم؟

پرواز از دیرباز آرزویی بوده که بشر با آن دست و پنجه نرم کرده و برای آنکه این رویای شیرین را به واقعیت تبدیل سازد به ساختن و آماده کردن بال برای خود روی می آورده است. ولی چرا با آن بال شیرینی و حلاوت اوج گرفتن را نچشید؟

گاهی در عالم خواب این رویای شیرین به سراغ ما آمده که در حال پریدنیم به آسمان اوج میگیریم و از کوهها عبور میکنیم. دستهای خود را باز کرده و چنان شیرینی و حلاوتی وجودمان را فرا میگیرد که شاید بهتر از آن را نتوان چشید.

اما آیا میشود در عالم ظاهر به پرواز درآمد و خود را سبک بارتر از این کوه آهنین که نامش هواپیماست در اوج آسمانها دید؟

خداییی که همه هستی ما در گرو لطف و کرم اوست این استعداد را در وجود انسان به ودیعه قرار داده که اگر بتوان آن را شکوفا ساخت میتوان از این کوه آهنین سبک بارتر بود و از پرندگان نیز بیشتر اوج گرفت و تا آنجا صعود کرد که هیچ چشمی توان دیدن آن را نداشته باشد.

اما چگونه میتوان این استعداد را شکوفا کرد؟ با چه چیزی میتوان این راه سخت را آسان نمود و در آسمان اوج گرفت؟

 

وقتی در خواب میتوانیم پرواز کنیم پس حتما در عالم بیداری و هوشیاری نیز میتوان اوج گرفت. این اوج از روی خیال و وهم نیست بلکه اوجی حقیقی و واقعی است که انسان برتر از فرشتگان توانایی انجام آن را خواهد داشت.

 

روح مرکبی است که این جسم بر آن سوار شده و به واسطه ی آن به زندگی خویش میپردازد اما چرا روح میتواند ولی این جسم توانایی حرکت در اوج را ندارد؟

آیا میتوان مرکب جسم را با جسم  همسو کرد و بدین شکل پرواز را تجربه نمود؟ آن راهی که بتوان از آن به پرواز برخاست را تنها میتوان با کدام نیرو تجربه کرد؟ کدام نیروست که این بدن خاکی را به حرکت در خواهد آورد و تمام نیروهای وارد شده به این بدن را حذف میکند؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/07ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

درد این فاصله ها اندک نیست – اوج این عشق توام اندک نیست – و تو ای ناب ترین جام شراب – مستی ام بهر نگاهت کم نیست- من بدون رخت آرامم نیست – بهترین بهانه ی گریه تویی – و تو محم منی این کم نیست

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/02ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط فاطمه   | 

 

دخترک ، گریان قلم و ورق را در آغوش کشید ، مرا ببخشید نارفیق بودم وفای عهد نکردم پاسبان خوبی نبودم اما آمده ام که باشم ورق شرمنده ام تو را روزی به آتش کشیدم قلم مرا ببخش روزی تو را شکسته ام شمایی که 8 سال با من بودید در شادی و غم همرا و همدمم بودید چه شب ها تا صبح هر سه در کنار هم نشسته ایم و من می گفتم و قلم تو چه صبورانه نگاشته ای و ورق چه صبورانه در خود گنجاندی ،آه مرا ببخشید

دخترک مانند همیشه آنچه را که در دلش می گذشت بروی کاغذ می نگاشت و همدم های زبان بسته را با خود همراه ساخت . دوستانی که هرگز از سیاه شدن دلشان توسط دخترک غمگین نمی شدند هیچ  چیز مانند نوشتن او را آرام نمی ساخت . نوشتن چیزهایی که مایه ی خوشحالی یا سبب غم و اندوهش می شد آنقدر می نوشت تا احساس می کرد از همه ی درد ها و تعلقات تهی شده و اینبار متنی چنین نگاشت: من باید بنویسم این لب های فرو بسته و خاموش میلی چندان به سخن گفتن و حرکت ندارند

نوشتن از دنیای اسف بار و رویایی دست نیافتنی و یا شاید هم دست یافتنی نمی دانم نمی دانم ....... نمی دانم

چه سخت خو گرفته ام با تنهایی و غم هایم و هنوز  به شکرانه ی این موهبت سر به سجده خواهم گذاشت که کاغذ مکنونات قلبی ام را می پذیرد و قلم اسرار درونم را بی واسطه بی آنکه خدشه ای در آن وارد کند با جوهر خویش می نگارد من خویش را در میان سطر سطر نوشته هایم جاری می سازم . من در نقطه ای یا جمله ای پنهان و هویدایم . گاه آنچنان درد در جانم رخنه می کند که قلم در گذاردن نقطه ای به تردید می افتد نمی دانم نمی دانم

شاید قلم می خواهد صاحب دستانی را که او را به رقص در میان انگشتهایش وا می دارد تسکین بخشد . آه ! ای درد در جانم رسوخ کردی و استخوان هایم را درهم می شکنی در من بمیر

اگر قلم می خواهد ...................

من چرا نگذارم ای درد که در جان ریشه دوانده ای بمیر خشک شو بسوز . می خواهم زین پس سبز بنویسم سبز به رنگ عشق، سبز به رنگ حیات ، سبز به رنگ ایمان، سبز به رنگ امید و آرزو ، سبز به رنگ ............ می خواهم زین پس از جنس معشوقه ی قل م باشم تا هر چه می خواهد در دلم به تصویر کشد هر چه باشد قلم دوست دیرینه ی من است اگر چنین نکنم پس معرفت و حق هم عهد بودن چه خواهد شد؟ ، آری من زین پس همزاد کاغذم ، پس ای کاغذها و قلم ها مرا با این نام در میان خویش بپذیرید :

                                        «  دخترک کاغذی »

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/01ساعت 10:28 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

سلام فرزندم...

 

روزی که تو مرا در دوران پیری می بینی ، سعی کن صبور باشی و مرا درک کنی...

 

اگر من در هنگام خوردن غذا خود را کثیف می کنم ، اگر نمی توانم خود لباس هایم را بپوشم ، صبور باش و زمانی را به خاطر بیاور که ساعت ها از عمر خود را صرف آموزش همین موارد به تو کردم.

 

اگر در هنگام صحبت با تو ، مطلبی را هزار بار تکرار می کنم ، حرفم را قطع نکن و به من گوش بده ، هنگامی که تو خردسال بودی من یک داستان را هزار بار برای تو می خواندم تا تو به خواب روی .

 

هنگامی که مایل به حمام رفتن نیستم مرا خجالت نده به من غر نزن ، زمانی را به خاطر بیاور که من برای به حمام بردن تو به هزار کلک و ترفند متوسل می شدم.

 

هنگامی که ضعف مرا در استفاده از تکنولوژی جدید میبینی به من فرصت فراگیری آن را بده و با لبخند تمسخر آمیز به من نگاه نکن...

 

من به تو چیزهای زیادی آموختم ... چگونه بخوری ... چگونه لباس بپوشی ... و چگونه با زندگی مواجه شوی...

 

هنگامی که  در زمان صحبت موضوع بحث را از یاد می برم ، به من فرصت کافی بده که به یاد بیاورم در چه موردی بحث می کردیم و اگر نتوانستم به یاد بیاورم ، از من عصبانی نشو .

 

مطمئن باش آنچه برای من مهم است با تو بودن و با تو سخن گفتن است نه موضوع بحث...!!

 

اگر مایل به غذا خوردن نبودم ، مرا مجبور نکن ، به خوبی می دانم که چه وقت باید غذا بخورم .

 

هنگامی که پاهای خسته ام به من اجازه راه رفتن نمیدهند ... دستانت را به من بده ... همان گونه که در کودکی اولین گامهایت را به کمک من برداشتی.

 

و اگر روزی به تو گفتم که نمی خواهم بیش از این زنده باشم و دوست دارم بمیرم ... عصبانی نشو ، روزی خواهی فهمید که من چه میگویم.

 

تو نباید از اینکه مرا کنار خود می بینی احساس غم ، خشم و ناراحتی کنی، تو باید در کنار من باشی و مرا درک کنی مرا یاری دهی ، همان گونه که من تو را یاری کردم که زندگی ات را آغاز کنی ...

 

اگر زمانی که راه رفتن برایم سخت است و درد آور و من بی توجه به درد پس از آن می خواهم راه بروم و گاهی دور از چشم تو بر می خیزم و راه می روم و آنگاه که تو دیدی بر سرم داد نکش و عصبانی نشو  به یاد آور زمانی راه که تازه چهار دست و پاه رفتن را آموختی و آنگاه دور از چشم من سمت پله ها می رفتی و من می دویدم سمتت زمانی  را به یاد آور که در یک جا آرام نمی  گرفتی و من با لبخند و عشق تو را در آغوش می گرفتم و باز می گرداندمت

 

مرا یاری کن در راه رفتن ، مرا با عشق و صبوری یاری ده که راه زندگی ام را به پایان ببرم . من نیز پاداش تو را با لبخندی و با عشقی که همواره به تو داشتم خواهم داد .

 

دوستت دارم فرزندم

پدر تو       

                            لا تَعبُدُونَ الّا الله و بِالوالِدَینٍِِِِِِِ اِحساناً

                     جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر خود نیکی کنید

                                 سوره بقره ( آیه 83 )

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/27ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

 

                       

به گواه حضرات آیات عظام ، شیخ لطف الله صافی گلپایگانی و شیخ علی صافی گلپایگانی که از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بودند ؛  فیزیکدان و ریاضی دان بزرگ جهان،  آلبرت انیشتین به دست آیت الله العظمی بروجردی به آئین تشیع گرویده و بنا بر دستور معظم له  از بیان این مطلب تا اواخر عمر خود به دلیل حفظ جانش ، خودداری کرده است.

در گوشه ای از این نامه به آیت الله بروجردی که توسط آلبرت انیشتین نوشته شده است آمده است :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/26ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 


ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌ 

هر روزه اتفاقاتی مختلفی در حوزه باستان شناسی رخ می دهد که باعث می شود اسرار دنیای باستان هر یک پس از دیگری افشا شود.

باستان شناسی قبل از این که یک علم کاملآ دانشگاهی به شمار رود یک هنر برای پیوند زدن یافته ها با شواهد تاریخی است . هنری که با پیوند زدن زنجیرهای کوچکی که در دنیای باستان شناسی وجود دارد باعث می شود تا پازل دیگری بر گمشده های دنیای باستان اضافه شود.

از دیگر سو شاید مهمترین اصل در علم باستان شناسی صبوری و مطالعات زیاد باستان شناسان باشد که باعث می شود این علم نسبت به دیگر علوم رنگ و رویی دیگر به خود بگیرد.

اصولآ در حوزه باستان شناسی یا مطالعات دامنه دار است و طولانی که بر روی یک محوطه تاریخی به طور متناوب و در طول مدت چند سال صورت می گیرد و یا آنکه بر اثر یک اتفاق یا کاووشی یکباره قطعه دیگری از این پازل برای بیان حقایق بیشتری از تاریخ رو می شود.

اما در میان اتفاقاتی که در حوزه باستان شناسی رخ می دهد برخی از این اتفاقات به خود شکل دیگری می گیرند و با توجه به نوع کشف و برد جهانی و مسایل دیگری که نشان از چگونگی زندگی انسانی در دوران باستان دارد از همه بیشتر جلوه می کند..

این اتفاقات که در دنیای باستان شناسی تنها هر از چند گاهی رخ می دهد و شاید در برخی موارد سالها صبر و حوصله را می طلبد در سال گذشته میلادی در ده مورد باعث شد تا شگفتی باستان شناسان و علاقه مندان به علم باستان شناسی را بر انگیزد.

این ده مورد اکتشاف که از ابتدای سال گذشته میلادی تا انتهای آن مورد بررسی قرار گرفت تا آنجا پیشرفت رفته است ، که در برخی از این موارد، روند مطالعاتی دانشمندان این حوزه را به سمت و سویی جدید تر رهنمون ساخت.
در این مطلب به اختصار به ده کاووش برتر باستان شناسان سراسر جهان اشاره شده است.

 

10- مردان نمکی از نوع ایرانی
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 

کشف آخرین مرد نمکی در معدن چهر آباد زنجان یکی از مهمترین موضوعات علمی حوزه باستان شناسی جهان در سال گذشته به شمار رفت.

اوایل سال گذشته هشت نمونه از پارچه هایی که در لباس مردان نمکی استفاده شده و همچنین بافت های نرم بدن آن ها برای انجام آزمایش هایی که قدمت اجساد را مشخص کند به دانشگاه آکسفورد فرستاده شده که درانتها مشخص شد که مرد نمکی شماره 2 تقریبا همزمان با مرد شماره 1 در یک هزار و 800 سال پیش یعنی اواخر دوره اشکانی در معدن مدفون شده است..

بر خلاف تصوری که تا کنون وجود داشت نتیجه آزمایش روی مردان شماره 3و4 نیز نشان داد که آنها در حدود 500 سال پیش از مردان شماره 1و2 یعنی در حدود 2300سال پیش و نزدیک به دوره هخامنشی در اثر ریزش معدن مرده اند .

نتیجه آزمایشات حاکی از آن بود که معدن چهر آباد نخستین بار در حدود 2500 سال پیش مورد بهره برداری قرار گرفته و 2300 سال پیش برای نخستین بار ریزش کرده است .

بر اساس عقیده باستان شناسان مردان نمکی شماره 4،3و5 در نخستین ریزش معدن کشته شدند و وقتی حدود 500 سال بعد دوباره معدن به بهره برداری می رسد ،یک بار دیگر ریزش کرده و مردان شماره 1و2 را زیر آوار مدفون می کند. پیدا شدن آخرین مرد نمکی نشان داد که این مومیایی های طبیعی یکی از معدود پدیده های باستانی هستند که به واسطه قرار گرفتن در نمک حاوی اطلاعات مهمی در این زمینه هستند.

 


9- مقبره عجیب مصری

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 


اما دیگر اکتشاف عجیب دنیای باستان شناسی که جنجال فراوانی را در میان محافل علمی جهان به پا کرد کشف مقبره ای غیر معمولی از ندیم یکی از فراعنه در یکی از اهرام مصر بود .

این اکتشاف که در 21 می 2007 روی داد بسیاری از باستان شناسان را شگفت زده کرد.. باستان شناسان پس از وارد شدن به این مقبره با تندیس های کوچکی از انسان ها روبرو شدند که هر یک به کاری مشغول بودند.

تندیسی مشغول درست کردن نان بود و تندیسی دیگر کارگرانی را نشان می داد که در در حال حمل بار بودند .کشف این تندیس های کوچک در این مقبره اتفاق نامعمولی را روایت می کرد که در فرهنگ مصریان باستان در چهار هزار سال پیش وجود داشته است.

فراعنه مصر اعتقادات مختلفی داشتند که اعتقاد زندگی پس از مرگ شاید مهمترین این رویاها به شمار می رفت و اهرام در واقع قصرهایی برای این زندگی دوباره آنها به شمار می آمد که با اتاقهای متعدد و لوازم مجلل آماده شده و برای فرعون خوردنی وآشامیدنی و مال و ثروت کافی در آن قرار داده می شد.

اما آنکه باستان شناسان در یکی از این اهرام با مقبره ندیمی روبرو شوند که زمانی برای ایشان به خدمت مشغول بوده است نکته ای بودکه در رفتارهای مصریان باستان تاکنون به چشم نخورده است.
 

8 - مومیای یخی دختر نوجوان

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 



شاید یکی از اعجاب بر انگیز ترین کشفیات دنیای باستان شناسی در سال گذشته نمایش مومیایی یخی از یکی از مردمان قوم اینکا بود که یازدهم سپتامبر سال گذشته صورت گرفت.

این مومیایی یخ زده در واقع دختر نوجوانی بودکه نزدیک به پانصد سال قبل مرده بود و جسدش به طور کامل سالم مانده بود.

این مومیایی در واقع در سال 1995 توسط کوهنوردان پرویی پیدا شده بود و به مومیایی آیس‌میدن نیز مشهور است.

برخی باستان شناسان معتقدند آیس میدن پرویی در واقع یک دختر 14-12 ساله‌ای است که در حدود 500 سال قبل توسط قدیسین اینکا برای خشنودی خدایانشان قربانی شد .این مومیایی پس از سالها برای اولین بار در آرژانتین به نمایش در آمد.
 

7- اسکلت های عشاق

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 



اسکلت های عشاق یا اسکلت های ولنتاین دیگر کشف مهم باستان شناسان در سال گذشته بود . این دو اسکلت عصر نو سنگی که در سیزدهم فوریه سال گذشته شناخته شدند اسکلت مرد و زنی بودند که سالها بی صدا در کنار هم دفن شده بودند .

باستان شناسان پس از مطالعه روی دندان‌های این اسکلت‌ها که کاملآ‌ دست‌نخورده باقی مانده‌ بودند مشخص شد که ، این عشاق در جوانی و حدود 5 تا 6 هزار سال پیش در این گور دفن شده‌اند.

کشف این اسکلت ها از آنجا در نوع خود منحصر به فرد به شمار رفت چرا که که کشف تدفین دوتایی مربوط به عصر نوسنگی تاکنون در هیچ گزارش باستان شناسی دیده نشده است.

محل دفن این اسکلت ها هنگام عملیات ساخت‌وساز یک کارخانه در حومه مانتوآ کشف شد. در کنار اسکلت‌های این زوج، باستان‌شناسان ابزار سنگی نظیر پیکان و چاقو هم یافتند.

کشف این اسکلت های پر رمز و راز که در ورونای ایتالیا پیدا شدند باعث شد تا بسیاری را بر آن دارد که به این 2 اسکلت لقب اسکلت های رومئو و ژولیت را بدهند . این موضوع در حالی بود که حتی بسیاری پا را فراتر از این موضوع گذاشتند و عقیده داشتند این اسکلت ها ، اصلآ‌متعلق به این دو معشوقه تاریخی بوده است که در ورونای ایتالیا پیدا شدند.

دلیل ایشان برای این امر آن بود که این اسکلت ها دقیقآ در جنوب مانتوآ واقع در 25 مایلی جنوب ورونا جایی که شکسپیر داستان رومئو و ژولیت خود را در آنجا خلق کرد، کشف شده است.

6- اهرام باستانی ژاپن

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 



کشف اهرام باستانی زیر آب در ژاپن نیز یکی از کشفیات مهم باستان شناسی در سال گذشته بود که در 19 سپتامبر به وقوع پیوست.

این کشف که یکی از مهمترین کشف های چند سال اخیر در حوزه باستان شناسی تاریخی ژاپن به شمار می رود آنقدر برای دانشمندان این کشور مهم جلوه کرد که ایشان از این شهر به عنوان آتلانتیس ژاپنی یاد کردند.

آتلانتیس نام قاره ای است که بنا بر افسانه ها چندین هزار سال قبل بر اثر زلزله یا جنگ به زیر آب فرو رفته است .

مهمترین سند معتبر در مورد آتلانتیس نوشته های فیلسوف معروف یونانی افلاطون است که 3000 سال پیش اطلاعات مکتوب و جالبی را در مورد آتلانتیس از خود به جا گذاشته است. به گفته افلاطون این قاره مهد تمدنی بسیار عالی و پیشرفته بوده که نه تنها در زمینه تکنولوژی بلکه در تمام شاخه های علوم و هنر در حد عالی پیشرفته بوده است .

باستان شناسان ژاپنی از این سازه های زیر آب بنام آ«یاناگونی جیماآ» یاد می کنند که در ترجمه معادل آتلانتیس ژاپنی خواهد بود.

دانشمندان ‍ژاپنی معتقدند این شهر زیر آب ژاپنی نیز همانند آتلانتیس 2000 سال پیشتر بر اثر زلزله به زیر آب رفته است.
 

5 –اولین ساکنان روم باستان

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 


شاید یکی دیگر از کشفیات باستان شناسان که در ردیف 10 کشف بزرگ باستانی در سال گذشته قرار می گیرد ، کشف غارهایی است که اولین بنیان گذاران روم باستان برای سکونت از این غارها استفاده می کردند.

کاووشگران در بیست و ششم ژانویه سال گذشته به طور کاملآ‌ اتفاقی به سازه هایی برخورد کردند که به عقیده آنها اولین ساکنان رم در آنجا سکنی گزیدند.

بر اساس تاریخ در بین قرون هفدهم و هجدهم قبل از میلاد مهاجرانی از آرکادی ها از آئگین به سمت جنوب ایتالیا آمدند. این گروه اولین ساکنان ایتالیا بودند. نام آ«ایتالویآ» بعد از اینکه رومی ها این منطقه را فتح کردند، متداول شد.

بر طبق افسانه ها یک زن گرگ نما از ساکنان اولیه و بنیانگذاران این رم نگهداری می کرده است که این زن افسانه ای در این منطقه زندگی کرده و در انتها نیز در آنجا مرده و به خاک سپرده شده است.
 

4- کشف قبر مسیح

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 


همه چیز از یک گروه فیلم برداری شروع می شود که به دنبال قبر مسیح در بیت المقدس می گردد.تا آآ»که این گروه پس از تلاش فراوان قبری را رونمایی می کنند که به گفته ایشان این قبر جسد مسیح ناصری را در دل خود پنهان داشته است.

این گروه فیلم برداری حتی پا را فراتر از این گذاشتند و در ادامه ساخت این فیلم مستند از کشف قبر همسر مسیح و پسر او در نزدیکی بیت المقدس خبر دادند.

این فیلم مستند جنجالی گرچه در دنیای خبر و رسانه ها برد فراوانی پیدا کرد اما هنوز در میان بسیاری از باستان شناسان جهانی از درجه یک کشف علمی ساقط است..

آنها معتقدند که شواهد و مدارکی که این گروه فیلم سازی برای این امر رو کرده است چندان سندیت علمی نداشته و این قبر می تواند متعلق به هر کس دیگری از جمله مسیح ناصری نیز باشد.
 

3- فرعون زن مصری

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 


اما شاید یکی از شاهکارهای کشف های باستانی در سال گذشته را بایید به حساب باستان شناسانی گذاشت که پرده از اسرار زندگی تنها فرعون زن مصر باستان برداشتند.

معما در عین پیچیدگی بسیار ساده بود.کافی بود یک متخصص ژنتیک قسمتی از دندان شکسته شده یک مومیایی را که در یکی از اهرام پیدا شده بود را مورد بررسی قرار دهد تا این موضوع کلیدی شود برای تشخصی هویت فرعون آ« هتشپسات آ» ..

آ« هتشپسات آ» در واقع تنها زنی بود که در مصر باستان به تنهایی نقش ملکه و پادشاه را بازی می کرد و نزدیک به 3500 سال پیشتر چندین سال به حکمرانی در این منطقه پرداخت.

در کتاب فراعنه مصر آمده است آ« هتشپسات آ» در زمان حکومت یک دامن مردانه کوتاه به تن داشت که دم شیری از آن اویزان بود و حتی یک ریش مصنوعی طلایی هم گذاشته بود . هنگام بالا رفتن از تخت ، او خود را شاه نامید و نخستین فرعون زنی شد که تا به حال به شکل رسمی بر مصر حکومت می کرد . کاتبانی که درست نمی دانستند او را چه خطاب کنند . معمولا حتشپسوت را " خانم اعلیحضرت " می خواندند .طی دوره بیست و یک ساله حکومت ، او توجهش را بیش از جنگ و نبرد به بازرگانی معطوف کرد . حتشپسوت بخشی از ثروتش را برای شروع یک برنامه ساختمانی مصرف کرد . یکی از زیبا ترین معماری هایی که حتشپسوت هزینه ان را تامین می کرد ، معبد سوگواری اش بود که از سنگ اهک سفید بنا شده بود و " دیر البحری " نامیده می شد و بین رود نیل تا غرب طیوه قرار داشت . آرامگاه حتشپسات نه یک قسمت از این بنا بود و نه به شکل فراعنه قدیمی تر به شکل هرم . بلکه بدن او همانند سایر فراعنه جدید در " دره پادشاهان " valley of the kings" در دره ای بیابانی در غرب معبدش به خاک سپرده شد . در ان جا ، کارگران درون تخته سنگهای خارا ، تونل هایی را می کندند تا محلی مخفی برای پنهان کردن پیکر فراعنه از دست سارقان آرامگاه به وجود بیاید . فعالیت های حتشپسوت مصر را مقتدرتر و شکوهمند تر کرد . پدر یکی از درباریان قدیمی او به نام ایننی ، حکومت او را چنین توصیف کرده است : حتشپسات موضوعات دو سرزمین (مصر ) را براساس اندیشه هایش حل و فصل می کرد . مصر در برابر ائ یکی از اعقاب عالی خداوند و رسول او بود ، به حالت تسلیم کار می کرد ... خانم حاکم که برنامه هایش عالی بود ، هنگاه سخن گفتن هر دو منطقه ( مصر علیا و مصر سفلی ) را خشنود می کرد .
 

2- خانه های مردمان استون هنج

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 



از مهمترین کشفیات باستانی در سال گذشته را می توان کشف بقایای روستای 4600 ساله سازندگان استون‌هنج به نام محوطه تاریخی دورینگتن‌والز دانست که به عقیده باستان شناسان به احتمال فراوان یک روستای ابتدایی برای سکونت مردمان باستان بوده است.

ساختار زیربنایی این محوطه تاریخی نشان از وجود نشانه های نخستین زندگی روستایی ی مربوط به دوران پیش از تاریخ است که در نزدیکی استون هنج پیدا شده است.

کارشناسان معتقدند احتمال دارد که این محوطه تاریخی در واقع مقبره هایی باستانی باشد که در نزدیکی استون هنج برای انجام مراسم تشریفات و آیین های مذهبی از آن استفاده می شده است..

در این کاووش باستانی 8 خانه دراین منطقه از زیر خاک خارج شد که پس از آن باستان شناسان احتمال دادند که 25 خانه دیگر نیز در این منطقه وجود داشته باشد.

ابزار سنگی، استخوان حیوانات، پیکان و لوازم دیگر از این روستا به دست‌آمد که نشان از قدمت تاریخی این روستا دارد.

کشف بقایای خوکی که در هنگام کشته‌شدن احتمالا نه ماهه بوده است، نشان‌دهنده برگزاری جشنواره در نیمه زمستان در این منطقه است.

ازنکات دیگری که در مورد این محوزه تاریخی وجود دارد و بر اهمیت آن می افزاید ، این است که استون‌هنج به جهت طلوع خورشید در اواسط تابستان و غروب خورشید در اواسط زمستان قرار گرفته است و این درحالی است که دایره چوبی سایت دورینگتن‌والز به جهت طلوع خورشید در اواسط زمستان و غروب خورشید در اواسط تابستان قرار دارد.

بر اساس رای باستان شناسان دو خانه از خانه‌هایی که در این محوطه تاریخی کشف شده‌اند جدا از بقیه قرار داشته و این احتمال وجود دارد که این 2 خانه سکونتگاه سران قبیله یا محل انجام مراسم مذهبی بوده است.
 

1- کشف گور دسته جمعی

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 

یکی دیگر از کشفیات باستانی که باعث شد در سال گذشته نظر بسیاری را به خویش معطوف دارد ، کشف یک گور دستجمعی از طاعون زده هایی است در جزیره کوچک قرنطینه شدگان در نزدیکی ونیز رخ داد..

این کشف که در 29 آگوست سال گذشته رخ داد باعث شد بسیاری از محققان و کاووشگران را به این منطقه باستانی بکشاند تا ایشان از نزدیک به باقیمانده های حادثه بزرگی که طاعون در اروپا به وجود آورد و به واسطه آن بسیاری از اطلاعت این بخش از تاریخ نیز دفن شد دوباره بازیابی نمایند.

در این گور دستجمعی بیش از 1500 اسکلت پیدا شد که همگی متعلق به بیمارانی است که نوع خاصی از طاعون را به نام طاعون خیارکی که همگی در جزیره ای کوچک در نزدیکی ونیز دفن شده بودند .

طاعون سیاه یا مرگ سیاه یک اپیدمی طاعون خیارکی است که کل اروپا را در سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰ میلادی دربرگرفت. تعداد مرگ‌و‌میر از بیماری طاعون در این دوره کاملاً مشخص نیست، اما برآورد آن حدود یک‌چهارم تا پک‌سوم جمعیت اروپا، یا ۲۵ ملیون نفر طی این سه سال است. در اواخر سال ۱۳۴۷ کشتی‌هایی که از آسیای مرکزی می‌آمدند، بیماری را در جنوا و مارسی شیوع دادند. در تابستان سال ۱۳۴۸ طاعون در ونیز نیز شایع شد و در عرض یک سال تمام سواحل مدیترانه را فراگرفت. پس از آن، طاعون به سرعت به سمت شمال اروپا حرکت کرد و جمعیت این نواحی را، که پس از قحطی‌های پی‌در‌پی، اپیدمی‌های مختلف به علت سردی هوا و جنگ‌های طولانی به شدت در برابر هر سانحه‌ای ضعیف شده‌بودند، درهم شکست.
باستان شناسان معتقدند یا کشف این گور دستجمعی بسیاری از حلقه های فراموش شده این بخش از تاریخ باستان اروپا را که به واسطه شیوع این بیماری در بسیاری موارد پنهان مانده است را روشن خواهند کرد.


 


اين متن ارسالي اعضا گروه ميباشد " با تشكر از مهران صادقي از نوشهر براي ارسال اين مقاله

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط فاطمه   | 

گفتی برو!باور نکردم.اما خشم تو ساده نبود..

گفتی برو! انگار محکمتر از همیشه بود.

مهربانیت رنگ باخت. گفتم به خاطر یک موجود خاکی رهایم می کنی؟

سکوت کردی. گفتی برو!

فریاد زدم نگاهم کن ...نگاهم نکردی....!

نمی دیدمت دلم نمی خواست آدمت را هم ببینم.

تکان می خورد و سخن می گفت انگار.

همه به خاک افتادند و سجده اش کردند.

گفتی جانشین من است خلیفه است...

روزی که از من خواستی به غیر از تو سجده کنم...به آن تلی از خاک

 که کم کم تبدیل به گل می شد..

من نمی دانستم جنس آبی که این خاک را گل می کند

چیست....نمی دانستم آب عشق چیست...آب روح چیست؟

از آن به من ننوشانده بودی...آخر جنس من از آتش بود و من برتر بودم!

من........سوختم.به خاک نیفتادم.چیزی تمام بدنم را فشرد.

نمی توانستم به این یک مشت گل زانو بزنم.ایستادم.

محکم و مقتدر ایستادم.گفتی زانو بزن.نتوانستم.فریاد زدم.

ابن همان آدم خاکی توست که ستم خواهد کرد.

سرکش و طغیانگر خواهد شد..

تنگ چشم و حریص و نا سپاس و مجادله گر.این آدم توست؟...

باز سکوت...آرام زمزمه کردی خلیفه است.

وای خلیفه خلیفه خلیفه چقدر خندیدم! خلیفه ای که دروغ می گوید.

خلیفه ای که گناه می کند.خندیدم و طعنه زدم.یک خلیفه گناهکار!...

گفتی نخوت تو را بلعیده است.

خندیدم!سجده نکردم!رانده شدم!

........نمی دانم دوستت داشتم یا نه؟

قرنها از آن رور می گذرد و من ساکن زمینم.

بین همه این آدم های خاکی تو! بین همه دروغ ها و حرص هایشان.

بین فراموش کاری های گاه و بیگاه و نادانی هایشان!

بین همان ها که می خواهند نبودنت را ثابت کنند یا نادیده ات بگیرند.

همان ها که گاهی فقط گاهی به سراغت می آیند.

و من از شوق لبریز می شوم.

من! ابلیس فرزند آتش! ازذلت این عنصر خاکی لذت می برم.

از این که امیدهایت را نا امید می کنند شادی می کنم.

و دلم برای لغزشهایشان پر می زند!

و تو ! با همه قدرت و بزرگی ات زیاده گویی هایشان را می بخشی....

هنوز توبه می پذیری و باران می بارانی و مهربانانه سرافرازش می کنی!

عجب از او که مهربانیت را می بیند و ستم می کند

و عجب از تو که ستمش را می بینی و مهربانی می کنی....

و من هنوز از این که زشتی هایشان را نادیده می گیری آتش می خورم

و برای نابودی اش قسم می خورم .

برای سرگشتگی اش لحظه شماری می کنم...

منم ابلیس!...

"تولد هر نوزاد نشانه ی این است که خدا هنوز از انسان نا امید نشده است"

پس من نیز آمددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم

+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط فاطمه   | 

 

قلب تو کبوتر است

بالهایت از نسیم

قلب من سیاه و سخت

قلب من شبیه...

بگذریم

 

دور قلب من کشیده اند

یک ردیف سیم خار دار

پس تو احتیاط کن

جلو نیا ، برو کنار

توی این جهان گنده ، هیچ کس

با دلم رفیق نیست

فکر می کنی

چار ه دلی که جوجه تیغی است ،

چیست؟!

 

مثل یک گلوله جمع می شود

جوجه تیغی دلم

نیش می زند به روح نازکم

تیغ های تیز مشکلم

 

راستی تو جوجه تیغی دل مرا

توی قلب خود راه می دهی؟

او گرسنه است و گمشده

تو به او پناه می دهی؟

 

باورت نمی شود ولی

جوجه تیغی دلم

زود رام می شود

تو فقط سلام کن

تیغ های تند و تیز او

با سلام تو

تمام می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 


پژوهشی نشان داده که استفاده از اینترنت، حداقل برای افراد میانسال و مسن تر، به تقویت قوای مغز کمک می کند.
گروهی از پژوهشگران در دانشگاه کالیفورنیا لس آنجلس (UCLA) دریافتند جستجو در وب، بخش تصمیم گیری و استدلال مغز را تحریک می کند.
پژوهشگران می گویند این موضوع حتی ممکن است به مقابله با تغییرات فیزیولوژیک ناشی از افزایش سن، که باعث کند شدن مغز می شوند، کمک کند.
نتایج این پژوهش در نشریه "Geriatric Psychiatry" منتشر شده است.
با افزایش سن تغییراتی در مغز رخ می دهد که از جمله می توان به کمتر شدن اندازه و کاهش فعالیت سلولی در مغز اشاره کرد که بر عملکرد انسان تاثیر دارند.
اعتقاد بر آن است که فعالیتهایی که مغز را فعال نگه می دارند، همچون حل کردن جدول، ممکن است اثرات افزایش سن را به حداقل برسانند و بر اساس پژوهش اخیر اینطور به نظر می رسد که "وب-گردی" را نیز می توان به فهرست اینگونه فعالیت ها اضافه کرد.
کاربران وب در هنگام جستجو نواحی بیشتری از مغز را فعالی می کنندگری اسمال، پژوهشگر ارشد این برنامه تحقیقاتی گفت: "جستجو در اینترنت فعالیت پیچیده ای را در مغز به همراه دارد که می تواند به تمرین دادن و بهبود عملکرد مغز تاثیر بگذارد."
این پژوهش بر روی 24 نفر داوطلب انجام شده که بین 55 تا 76 سال سن دارند و نیمی از آنها کاربران باتجربه اینترنت بودند.
مقایسه با خواندن
مغز هر داوطلب، در حالیکه یک بار مشغول جستجو در اینترنت و بار دیگر مشغول خواندن کتاب بود اسکن شد.
هر دو کار باعث مشاهده میزان قابل ملاحظه ای فعالیت در بخش های مسئول زبان، خواندن، حافظه و قابلیت های بصری مغز شد.
با این وجود جستجو در وب فعالیت مجزای بیشتری را در بخش دیگری در مغز که تصمیم گیری و استدلال های پیچیده را کنترل می کند ایجاد کرد که البته این موضوع تنها در کاربران با تجربه وب مشاهده شد.
پژوهشگران گفتند در مقایسه با خواندن ساده، وجود گزینه های بی شمار در اینترنت باعث می شود کاربران برای رسیدن به اطلاعات مورد نظر خود نیاز به تصمیم گیری داشته باشند.
فعالیت مغز کاربران تازه اینترنت در هنگام خواندن و جستجو در اینترنت یکسان استبا این حال آنها معتقدند کسانی که تازه استفاده از اینترنت را آغاز کرده اند هنوز استراتژی های لازم برای انجام موفقیت آمیز جستجو بر روی وب را درک نکرده باشند.
پروفسور اسمیت گفت: "به نظر می رسد کاری ساده و روزمره همانند جستجو در وب در افراد مسن تر مدارهای مغز را تقویت می کند که نشان می دهد با وجود افزایش سن، مغز ما حساس است و می تواند به فراگیری ادامه دهد."
برکا وود، مسئول بنیاد خیریه تحقیقات در باره آلزایمر در بریتانیا گفت: "بر اساس این یافته های شگفت انگیز اینطور به نظر می رسد که افراد میانسال و مسن تر می توانند با انجام فعالیت هایی که مغز را تحریک می کنند خطر مبتلا شدن به بیماری فراموشی ناشی از پیری را کاهش دهند."
او افزود: "کاربران مسن تر وب و اینترنت دقیقا مشغول انجام چنین کاری هستند."
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

           

معنای زنده بودن من با تو بودن است

نزدیک ـ دور

سیر ـ گرسنه

رها ـ اسیر

دلتنگ ـ شاد

آن لحظه ای که بی تو سر آید مرا مباد!

مفهوم مرگ من

در راه سرفرازی تو در کنار تو

مفهوم زندگی ست .

معنای عشق نیز

در سرنوشت من

با تو همیشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط فاطمه   |