تبليغاتX
من و تو ( delfakar)
 
امام حسين(ع)
 
به بازار عـمـل با دست خالـی
من و مهر تو ای مولی المَوالی


مپرس از من که بودم یا که هستم
گــنهکـارم ولـی دل بـر تـو بسـتم


اگــر باشـد گــنـاه عـالَمـیـنـم
چه غم دارم که غمخوار حسینم


مسلمـانان حسـین ، مـادر ندارد
غریب است و کسی بر سر ندارد


ز جـور سـاربـان بـی مـروت
دگر انگشت و انگشتر ندارد


چرا رگ های او پر خاک گشته
مگـر در کــربـلا خـواهـر ندارد


چرا بر سینه اش دشمن نشسته
مگــر تـنـهــا شـده  ،  یـاور نـدارد


«  مگر در کربلا خواهر ندارد  »
 
یا زینب (س)

منـم زینب  ، اسیـر کـاروانم
منـم زینب  ،  سفیـر کشتگـانم


منـم زینب که حق کرد امتحانم
منـم زینب  ، کـه ایـّوب زمــانـم


منـم زینب ، که گشتم جاودانه
منـم زینب ، که خوردم تـازیـانه


منـم زینب که از روز ازل تـا زاده ام مــادر
جهان را سر به سر از بهر خود بیت الحَزَن دیدم


خودم دیدم درین وادی که بر عشقم چه ها کردن
پـی انگشتـر ، انگشتـش ز دسـت او جـدا کـردن


خودم دیدم که از سنگ جفا پیشانی اش بشکست
خودم دیـدم کـه شـمـر  بـر  سـیـنـه اش بنشـست


خودم دیدم که در مقتل گل من دست و پا می زد
لگد بر پهلویش می خورد و زهرا را صدا می زد
 
التماس دعا
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/10/06ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

"بسم الله الرحمن الرحيم"
 
معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنيا به عمر زمين:
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"
 
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.
اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.
در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.
جواب 3 بدست مي آيد.
اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!
 
سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني:
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
 در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.
امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
باور نداريد؟ گوش كنيد!
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!
 
بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:
سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!"
 
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.
مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).
قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!
و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).
 
و اين سخن حقيقت است!
ترجمه و گردآوري: عليرضا يعقوبي
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

چنين آورده اند که مردي به نزد رامانوجا آمد . رامانوجا يک عارف بود ، شخصي کاملا استثنايي ( يک فيلسوف و در عين حال يک عاشق ، يک سرسپرده ) مردي به نزد او آمد و پرسيد :
 
" راه رسيدن به خدا را نشانم بده " رامانوجا پرسيد :
 " هيچ تا به حال عاشق کسي بوده اي ؟؟ "
سوال کننده پرسيد : راجع به چي صحبت مي کني ، عشق ؟
 
من تجرد اختيار کردم ، من از زن چنان مي گريزم که آدمي از مرض مي گريزد ، نگاهشان نمي کنم .
 
رامانوجا گفت : با اين همه کمي فکر کن به گذشته رجوع کن .
بگرد جايي در قلبت آيا هرگز تلنگري از عشق بوده ، هر قدر کوچک هم  بوده باشد.
 
 
مرد گفت : من به اينجا امده ام که عبادت ياد بگيرم ، نه عشق !!!
يادم بده چگونه دعا کنم ، شما راجع به امور دنيوي صحبت مي کني و من شنيده ام که شما عارف بزرگي هستي . به اينجا آمده ام که به سوي خدا هدايت شوم ، نه به سمت امور دنيوي .
 
گويند : رامانوجا به او جواب داد : پس من نمي توانم به تو کمک کنم . اگر تو تجربه اي از عشق نداشته باشي ، آنوقت هيچ تجربه اي از عبادت نخواهي داشت. بنابراين اول به زندگي برگرد و عاشق شو و وقتي عشق را تجربه کردي و از آن غني شدي آن وقت نزد من بيا چون که يک عاشق قادر به درک عبادت است.
 
اگر نتواني از راه تجربه به يک مقوله ي غير منطقي برسي  ، آن را درک نخواهي کرد ، و عشق عبادتي ست که توسط طبيعت سهل و ساده در اختيار آدمي گذاشته شده تو حتي به اين چيز ساده نمي تواني دست پيدا کني .


 
عبادت عشقي ست که به سادگي داده نمي شود ،

 فقط موقعي قابل حصول  است که به اوج تماميت رسيده باشي.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/29ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

ای کربلا ای کربلا

 ای سرزمین بلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

فردا حسینــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم می رسد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/26ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

السّلام عليك يا اباعبداللّه و على الأرواح الّتى حلّت بفنائك

ماه محرم هر سال از پس سالی فرا میرسد و حزن و اندوه  در دلهای عاشق و شیدای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام آشکار میشود. غمی که در همه ی عمر همراه ماست، در این ایام هویدا شده و ناله های عاشقان به آسمان بلند میشود و از خدای خویش میخواهد که:

یا لیتنا کنا معک فأفوز فوزا عظیما

اما دریغ و درد که این ناله ها؛ همراهمان، تا ابدیت خواهد ماند و سوختن در عشق و محبت او همیشه با ماست و این داغ تا آخرین روز حیاتمان بر دلهامان خواهد بود که چرا نبودیم تا جان خویش را فدای آن دردانه ی عالم کنیم و خون خود را در رکاب آن سرور کائنات ریخته ببینیم و لحظه ای دیرتر چهره  خورشيد خاك آلود شود.

این افسوس از پس هر سالی تازه تر شده و جانهای شیفته و چشمهای اشک آلود و سینه های سوخته در فراغ آن خورشید را سوزان تر میکند. بر سینه و سرزنان در ماتم او به سوگیم. این عشق سینه به سینه از پدران و مادران پاکنهاد به ما به ارث رسیده است.

باید پيشاني بر آستان ربوبی حضرت حق بسائیم که پدران و مادرانمان ما را با عشق و محبت محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین پروراندند و جسم ما را با اشک دیده ی خویش بر سید و سالار شهیدان رشد دادند.

باید به این واقعه هر روز دقیقتر نگاه کرد و همراه با دلی خونین و چشمی اشک بار در رثای آنان بر خویش نهیب زد که لحظه ای از یاد و ذکر و مودت این خاندان غفلت نورزیم که شیطان در پی آن است که مارا به اشکال مختلف از آنان دور سازد. برای دور ساختن ما از اهل بیت پیامبر همه ی آنچه را که در توان دارند به کار گرفته تا حبل المتین الهی در بین شیعیان فراموش شده و در این مسیر وساوسش به صورتهای مختلف در جامعه پراکنده مي شود. آنچه که در ذیل می آید گزارش کوتاهی است از سیاستها و عملکردهای دوستان غافل و دشمنان که در باره ی حضرت سید الشهدا اباعبدالله الحسین علیه السلام و واقعه جانسوز کربلا پخش شده است. پدیده اسف باری که مرز و بوم نشناخته و اختصاص به کشور و ملتی خاص نداشته است. و در انتها نيز راهكارهايي جهت مقابله با اين رفتارها ذكر شده است.

*  فاصله انداختن بین شیعیان و معارف الهی به خصوص در بحث امام شناسی و تولی و تبری

* مقایسه کردن امام با انسانهای دیگر.

* محدود ساختن امام، در رهبري سياسى جامعه.

* جدا معرفی کردن امام از خدا و دین. 

* به کنار گذاردن اجرای فرامین الهی با پررنگ کردن شرایط زمان و مکان  

* تاريخ عاشورا را تنها يك واقعه‌ي تاريخى جهت پند گرفتن و عبرت آموزی معرفی میکنند که از آن برای امور خود بهره برداری نمایند.

* اسطوره قلمداد كردن واقعه‌ي كربلا .

* واقعه‌ي کربلا را جداى از ماجراى سقيفه بيان كردن.

* مخالفت با گريه و عزادارى در ماتم آل اللّه صلوات الله علیهم اجمعین. [با مسخره كردن، نشانه‌ي ضعف و زبونى به شمار آوردن، مانع قيام عمومى دانستن، انگ صوفيانه زدن، و دعوت به تدبّر و تفكّر در واقعه].

* مخالفت كردن با سينه‏زنى و زنجيرزنى.

* خوددارى از ذكر فضائل در عزادارى خامس آل عبا علیهم السلام

* زمان عزادارى را به حدّ اقلّ ممكن رساندن و فضيلت روضه‏خوانى را ناچيز شمردن.

* وارد ساختن ابزار موسيقى و آهنگهاى مختلف در نوحه‏خوانى‏ها و سينه‏زنى‏ها و...

* امكانى براى تبليغات سياستهاى نظام حاكم و تثبيت پايه‏هاى آن.

* امكانى براى تبليغات انتخابات و ميتينگها.

* امكانى براى توجيه عملكرد مسؤولان.

* امكانى براى تبليغ مرامها و مسلكها.

* وسيله‏اى براى خواسته‏هاى نفسانى و شيطانى.

* پرداختن به ظواهر و مسائل جنبى، و دور نگهداشتن مردم از ذكر فضائل اهل‏بيت عصمت و طهارت علیهم السلام.

* اكرام و اعزاز مخالفان عاشورا و تقويت مادّى و معنوى آنان به عنوان روشنفكر، انقلابى و متفكّر.

* تحت سيطره درآوردن عناصر عزادارى: گويندگان، مدّاحان، مؤسّسان و برنامه‏ها.

* تعيين خطوط كلّى تبليغات و برنامه‏ها، و القاى آنها از سوى دستگاههاى اجرايى و رسانه‏ها.

* جلوگيرى از جارى شدن فرهنگ عاشورا در فرهنگ عمومى.

* مسكوت گذاردن مسائل معنوى و بازگو نكردن كرامتهاى حسينى در تبليغات.

* جلوگيرى از پخش اخبار تكان دهنده‌ي عزادارى از هند و پاكستان و...

* خوددارى از طرح آداب و رسوم عزادارى در روابط بين المللى، و به رسميّت نشناختن روزهاى تاسوعا و عاشورا
و...

* مشروط دانستن اقامه‌ي مجلس عزا، و انتخاب مبلّغ، به اجازه‌ي دستگاههاى ذيربط (انتظامى ـ تبليغى ـ اطّلاعاتى).

* ايجاد محدوديّتهاى زمانى و مكانى براى مراسم عزادارى.

* تعطيل كردن برخى و يا همه‌ي مراسم عزادارى.

* بمب گذارى در تكايا و حسينيّه‏ها و محلّ تردّد عزاداران حسينى.

* دستگيرى و بازداشت مبلّغان و مؤسّسان و مروّجان عزادارى.

* رواج شعارهاى نادرست و انحرافى: «كلّ يوم...، انّ الحيوة...، ان كان دين محمّد...».

* ترويج فساد و فحشا تحت عنوان برنامه‏هاى شاد، و دعوت مردم به شاد بودن و مخالفت با سوگوارى.

* خوددارى از لعن و نفرين بنيانگزارانِ ستم بر آل اللّه صلوات الله علیهم اجمعین تحت عنواین سیاسی

* انگ حكومت‏طلبى به عزادارن حسينى زدن، و آنها را بنيادگرا خواندن، و عليه آنان به مبارزه برخاستن.

* دفاع از برخي تحريفات در فرهنگ عاشورا، براى بهره‏مندى از عواطف و احساسات مردم در امور سياسي و... .

* تهيّه‌ي فيلم و نوار از صحنه‏هاى مخصوص براى تبليغات عليه عزادارى.

* عزادارى حسينى را كه بروز و ظهور عواطف انسانى شيعيان است، خشونت نام نهادن و با آن به مخالفت
پرداختن.

* حذف نام و ياد و باور منتقم ثاراللّه حضرت بقيّة الله ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ از فرهنگ عزادارى، جهت تأمين منافع پليد خود.

اللّهم العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و آل محمّد، و آخر تابع له على ذلك. اللّهم العن العصابة الّتى
جاهدت الحسين، و شايعت و بايعت و تابعت على قتله. اللّهمّ العنهم جميعا.

براي مقابله با اين تهاجم بي‌امان، شما چه طرحي داريد؟ ما راهكارهاي زير را پيشنهاد مي‌كنيم. چنانچه شما نيز راهكاري در ذهن داريد، ضميمه كرده و براي محبّان خاندان نبوّت، ارسال فرماييد. اين، كمترين وظيفه‌اي‌‌است كه همه‌ي ما مي‌توانيم به آستان قدس حضرت سيّد الشّهداء ادا نماييم:

1 - به مراجع عاليقدر و علماى ربّانى ـ وفّقهم اللّه لمرضاته ـ :

* اقامه‌ي مجالس عزا براى رضاى خداى تعالى و خشنودى حضرت بقيّة اللّه الأعظم ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ در بيوتات، مساجد، مدارس علميّه، حسينيّه‏ها، تكايا، بازارها و ادارات، با كمكهاى مادّى و معنوى خود؛ (تأمين هزينه‏ها و اعزام مبلّغ و مدّاح وارسته).

* تشويق و ترغيب مبلّغان، مدّاحان، بانيان، خدمتگزاران و عزاداران حسينى.

* افاضه و تبليغ معارف حقّه، به‏ويژه امام‏شناسى و تأكيد بر ولايت، علم، قدرت، عصمت و تكليف امام در هر زمان؛
و تبيين جايگاه حضرت ولىّ‏اللّه الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ بر اساس حديث ثقلين «... لن يفترقا» در معارف و اخلاق و
احكام كه معيار حقّ و باطل است.

* تبيين حدود تولّى و تبرّى.

* تبيين خرافه و بدعت و معرّفى خرافه‏پرستان و بدعتگزاران.

* بيان تاريخ اسلام به ويژه از سقيفه تا عاشورا، و تبيين ريشه‌هاي وقوع حادثه‌ي عاشورا.

* شرح و بيان دعاها و زيارات، خصوصاً زيارت عاشورا.

* مقتل‏خوانى (و نقل صحيح حوادث جانسوز كربلا) و تأكيد بر عزا و گريه بر خامس آل عبا علیهم السلام.

* احياى مفهوم روشنگر اين فرمايش امام حسن مجتبي علیه السلام: «لا يوم كيومك يا اباعبداللّه».

* تأكيد بر خونخواهى در ركاب منتقم ثاراللّه امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ.

* نقل كرامتهاى حسينى و خواصّ زيارت و تربت حضرت امام حسين علیه السلام.

* نقل مستند مطاعن غاصبان خلافت علوي.

* شركت مستقيم در مجالس مختلف عزادارى، و ارشاد و تشويق عزاداران به انجام امور دينى و مذهبى.

* شركت در مراسم روز تاسوعا و عاشورا و شب شام غريبان.

* نظارت مستقيم يا با واسطه بر تبليغات دينى و مراسم مذهبى.

* شناسايى ترفندهاى دشمنان و هشدارهاى به موقع.

* بهره گرفتن از همه‌ي وسائل تبليغى: كتاب، نوار، فيلم، پوستر، درس و بحث، پلاكارد، سمينار، و... براى احياى امر ولايت معصومين علیهم السلام.

* احياى غدير و عاشورا در همه‌ي ابعاد و شؤون فردى و اجتماعى.

* اتّخاذ سياستى هماهنگ براى جارى ساختن غدير و عاشورا در فرهنگ ملّى كشور.

* جمعبندى مداوم فعّاليّتها، و ارائه‌ي مباحث و طرحهاى تازه در تعظيم شعائر اسلامى.

۲ - به عموم طبقات شيعه جهت احياى دين و اداى تكليف الهى:

* تلاش براى برپايى خالصانه‌ي مجالس عزاى حسينى در ميان خانواده، بستگان و فاميل، مسجد محلّ، حسينيّه،
محلّ كار و...

* شركت فعّال در مجالس عزا.

* اهتمام ورزيدن به درك صحيح از معارف حقّه، و پرهيز از برنامه‏هاى غير ضرورى.

* نظارت خواستن از بزرگان علماى شيعه ـ ايّدهم اللّه تعالى ـ در برنامه‏هاى عزادارى [با ارائه‌ي نوار و فيلم برنامه‏ها و كسب نظر در صحّت و نادرستى آنها].

* كاستن خرجهاى اضافه و هزينه كردن آنها در ايجاد مجالسى ديگر در جاهاى دورتر.

* استفاده نكردن از آلات موسيقى و آهنگهاى رسانه‏ها در مراسم عزادارى.

* مقتل‏خوانى و مدّاحى را از علما آموختن و داوطلبانه براى رضاى خدا انجام دادن.

* حفظ هوشيارى در برابر نفوذ بيگانگان در تبليغ و مدّاحى و...

* رعايت همه‌ي مسائل شرعى در انجام وظايف.

منبع:http://www.delfakar.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/26ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

سهراب گفت:

تا شقایق هست زندگی باید کرد.

دکتر شریعتی گفت:

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.

بودا گفت:

زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.

وبر زندگی را اینچنین تفسیر کرد:

یک مزبله ی کثیف،یک قتلگاه فجیع،یک دارالمجانین بزرگ.

تفسیر تاگور از زندگی این بود:

زندگی همچون رودی بزرگ جاودانه روان است.

اورل گفت:

زندگی ما زاییده ی اندیشه ی ماست.

و مارک تواین زندگی را مبارزه میان عاطفه و عقل تفسیر کرد.


تفسیر زندگی چیست؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/19ساعت 12:14 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

گفت و گویی با امام علی علیه السلام

اشاره:

«ریاض نجیب الریس » یکی از معروفترین روزنامه نگاران سنی مذهب عرب در سال 1983 در صدد برآمد چاره ای برای مشکلات و دردهای انسان معاصر بیابد. برای این کار او به سراغ نهج البلاغه رفت و با انتخاب قالبی جذاب و ابتکاری پس از طرح سؤالاتی، پاسخهای حکیمانه امیرالمؤمنین را از نهج البلاغه استخراج نمود. این مصاحبه در 26 فوریه 1983 در مجله «المستقبل » چاپ پاریس درج شده. آنچه می خوانید متن این مصاحبه است که توسط آقای مهرداد آزاد اردبیلی ترجمه شده که با اندکی تلخیص از نظر گرامیتان می گذرد.

در عصر درهای بسته، در هنگامه جستجو برای یافتن راهی امن و بی خطر در تاریکی روزگار معاصر که کسی نیست تا با روزنامه نگاران درباره ویژگیهای امروز به گفتگو بنشیند و از این طریق به نشانه های فردا دست یابد... به دنبال کسی بودم که برای من چیزی بگوید و راهی فرارویم نهد. تصمیم گرفتم به دیدار امام علی بن ابی طالب در نهج البلاغه بروم و گفت و گویی با جانشین رسول خدا سرور شهیدان و امیرمؤمنان انجام دهم. من قبلا «علی بن ابی طالب » را نمی شناختم و شناختم نسبت به ایشان همانند صدها تن از امثال خودم سطحی و از روی مطالعات تاریخی بود.

برای این کار باید به سید شریف رضی مراجعه می کردم. کسی که باب شناخت علی بن ابی طالب را در نهج البلاغه بخوبی گشوده است و برای من یافتن این باب درخشش نور هدایت در عصری تیره و تاریک بود.

مطالعه نهج البلاغه شریف رضی که هفته های طولانی ادامه داشت آرامشی عمیق به من بخشید. با خواندن نهج البلاغه سؤالات من افزایش یافت اما پاسخهای سخاوتمندانه را نیز در آن می یافتم. برای آغاز سخن با امام علی بن ابی طالب از ایشان اجازه گرفتم تا سؤال اول را مطرح کنم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/16ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 


رنجم نه دیگر تنهایی که جدایی است


واضطرابم نه زاده ی بی کسی که بی اویی

دلی که از بی کسی غمگین است هر کسی را می تواند تحمل کند

هیچ کس بد نیست

ولی دلی که در بی اویی مانده است برق هر نگاهی جانش را می خراشد

هر چهره ای ،نگاهی،طنینی،رنگی

در نگاه های او فریاد میکشد که او نیست!


                                                                      دکتر شریعتی

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

به قول دکتر شریعتی تا کنون اندیشیدی که :

اسماعیل تو کیست؟چیست؟

مقامت؟ابرویت؟موقعیتت؟شغلت؟پولت؟خانه ات؟خانواده ات؟نامت؟عملت؟زیبائیت؟..........؟؟؟؟

اسماعیلت را بکش...

                            با دستهای خویش بکش...

کسی کو روز قربان ٬ غیر خود را کند قربان

                                                 نفهمیده است هرگز معنی قربان را.


 

               .ابراهیم خلیل دلش را تنها به خدا پیوند زد و از ذکر او لبریز شد...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 5:8 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

و شریعتی اینگونه دعا می کند تو چگونه دعا می کنی؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/06ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط فاطمه   | 


اين واقعيتي است که خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله) رادر روزسقيفه کشتند وقتل ومسموميت آنهارا رد طول تاريخ ازآن زمان رقم زدند واين مسأله اي است که حضرات معصومين (عليهم السلام) درگفته ها واظهار نظرهاي خود بارها ازآن سخن گفته اند.
وبدين سان امام باقر(عليهم السلام) ودرپي او امام صادق(عليهم السلام) وديگران درصف وخطي قراردارند که فرجام شان شهادت است واين مسأله اي است که ازخود آنها نقل شده :
مامِنَّا اِلاَّ مَسمُومُ اَومَقتولُ «هيچک ازماامامان نسيت، جزآنکه مسموم ويامقتول است.» ...

مسموم شدن امام باقر ( ع )

آنچه مسلم است اين است که امام باقر( عليه السلام) با طرح مرموز ومخفيانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شده وبه شهادت رسيد، ولي عامل وچگونگي آن بروشني مشخص نيست .
بعضي مي نويسند: ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم نمود
وبعضي مي نويسند : زيد بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زين اسب ماليد واسب را به حضور امام باقر( عليه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه اي که رانهايش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بيماري افتاد وسرانجام به شهادت رسيد .
آن حضرت ساعات آخر عمر ، کفنهاي خود را که پارچه سفيدي که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دين شد تهي زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبين منيرش عرق نشست
ارکان پنجمين امامت زهم شکست
گاهي زبان به ذکر حق وگه شدي به هوش
ازدل کشيده آه شرربار وشد خموش ( به نقل از کتاب سوگنامه آل محمد(ص) )

امام باقر (ع) در بستر بیماری

کليني به سند صحيح اززراره روايت کرده است که گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) شنيدم که فرمود :
درخواب ديدم که برسرکوهي ايستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوي من بالا مي آمدند چون مردم بسياري دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو مي ريختند ، تا آنکه جماعتي برآن کوه باقي ماندند واين اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ، گويا آن حضرت اين خواب رابه وفات خود تعبير فرموده بود ، که بعدازگذشت پنج شب ازاين خواب به رحمت ايزدي پيوستند .
درکافي وبصائر الدَّرجات وسايرکتابهاي معتبرروايت کرده اند که حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود :
که پدرم بيماري سختي گرفته بود وبيشتر مردم ازبيماري حضرت ترسيدند واهل بيت آن حضرت را به گريه درآمدند که امام باقر(عليه السلام) فرمود :
من دراين بيماري ازدنيا نخواهم رفت زيرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنين خبردادند پس ازآن بيماري صحت يافت ومدتي وسالم بود .
وبرای من زمين را بشکاف وگود کن زيرا که من فربه هستم ودرزمين مدينه براي من نمي توان لحد ساخت .
علت فرمايش حضرت آن است که زمينهاي مدينه سخت بودند بجاي آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً براي قبر درآن زمينها لحد درمي آوردند يعني حفره اي به اندازه جسد درديوار قبردرسمت قبله درست مي کردند وچون امام صادق(عليه السلام) فربه وچاق بودند ودرديوار قبربه سختي جاي مي گرفتند ، لذا وصيت کردند که زمين را براي اين امر گود نمايند تا ايشان به آساني وبدون مشکل درقبر شريفشان جاي گيرند .
پس گفتم : اي پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر مي بينم وناراحتي درتو مشاهده نمي کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بيماري صحت وسلامت من راخبر دادند دراين بيماري به نزد من آمدند وگفتند : دراين مريضي به عالم آخرت رحلت مي نمايي وبه روايت ديگري فرمود :
که اي فرزند ، مگر نشنيدي حضرت علي بن الحسين (عليهما السلام) من را ازپس ديوار ندا کرد که اي محمد بيا وزود باش که ما انتظار تورا مي کشيم .
کليني به سند حسن روايت کرده است که حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) هشتصد درهم براي تعزيه وماتم خود وصيت فرمود .
وبه سند موثق ازحضرت امام صادق(عليه السلام) روايت کرده است که پدرم گفت :
اي جعفر ازمال من براي ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمني درموسم حج برمن ندبه وگريه کنند ورسم ماتم راتجديد نمايند وبرمظلوميت من زاري کنند .
کليني به سند معتبر نيزروايت کرده است که چون امام محمد باقر(عليه السلام) به جهان باقي رحلت نمود ، حضرت امام صادق(عليه السلام) فرمود : که هرشب درحجره اي که آن حضرت درآن وفات يافته بود ، چراغ مي افروختند .
شيخ عباس قمي ميگويند : که درتاريخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ايشان درروز دوشنبه هفتم ذيحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگي درمدينه مشرفه اتفاق افتاد .
وفات ايشان درايام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهيم بن وليد بن عبدالملک بن مروان به زهر شهيد کرده وشايد به امر هشام بوده است .
قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگي دربقيع ، پهلوي پدروعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن (عليه السلام) قرار دارد . ( به نقل از کتاب منتهي الآمال)

امام باقر(عليهم السلام)ازدنيارفت وخبرمشهور اين واقعه در7ذي الحجه سال 114اتفاق افتاد اگر چه اسناد ديگري هم دراين زمينه وجود دارد .تشييع آبرومندانه اي ازاو بعمل آمد وامام صادق(عليهم السلام)برجنازه پدر نمازگزارد واورا دربقيع ، درجوار پدربزرگوارش دفن کردند ومزار اوزيارتگاه است. ...
( به نقل از کتاب احياگر تشيع)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/03ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط فاطمه   | 

گفتگو با قرآن
سوره مباركه «فرقان»
سپاس خدای عزوجل را كه بار دیگر توفیق استشمام گلی از بوستان عظیم قرآن را روزیمان فرمود تا به عطر روح‌بخش آن مشام روحمان را مصفا سازیم.
ضمن عرض ارادت خالصانه به محضر این وجود ملكوتی، خواهشمندیم كه خود را برای علاقه‌مندان به قرآن معرفی فرمایید:
من فرقان ، بیست و پنجمین سوره‌ی كتاب
الله می‌باشم كه دارای هفتاد و هفت آیه بوده و در مكه‌ی مكرمه بر خاتم رسل صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نازل گشته ام.
- با توجه به این كه فرقان یكی دیگر از نام‌های قرآن می‌باشد، آیا این دو نام تفاوتی دارند؟
قرآن به این دلیل كه به وسیله‌ی آن فرق بین حق و باطل مشخص می‌شود، فرقان هم نامیده شده است. البته ششمین مولای شیعیان، امام صادق علیه‌السلام در پاسخ به این سؤال كه آیا بین قرآن و فرقان فرق هست فرموده‌اند، به مجموع این كتاب آسمانی قرآن و به آیات محكم آن كه عمل نمودن به آنها واجب می‌باشد فرقان می‌گویند.1
- علاقه‌مند شدیم مختصری از محتوای آیات خود را بیان نمایید.
بخشی از آیات من شامل گفتار مشركین در مورد قرآن و پیامبراكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم طرح و عقاید ایشان به قیامت و مرگ و توصیف معبودان و پاسخ به آنهاست.
همچنین از شرح حال دوزخیان و جایگاه اهل بهشت ، امت‌های گذشته و از صفات مومنین و توبه‌كنندگان نیز سخن گفته شده است.
- لطفاً قدری از فضایل تلاوت آیات نورانی‌تان برایمان صحبت كنید.
هفتمین سرو بلندقامت امامت، امام موسی كاظم علیه‌السلام درباره‌ی من اینگونه فرموده‌اند:
از تلاوت سوره‌ی فرقان غافل نشوید بدرستیكه هر كس، این سوره را بخواند حق تعالی او را عذاب نكند و منزلش در فردوس اعلی باشد. 2
- چرا در آیه 30 شما « وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا » از مهجور و متروك ماندن قرآن سخن گفته شده است؟
این آیه در واقع زبان حال پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌باشد كه در روز قیامت از امت و قوم خود شكایت می‌كند و می‌فرماید:
پروردگارا این قوم من قرآن را متروك و آن را رها كرده‌اند.
ایشان همچنین فرموده‌اند : هر كس قرآن را تلاوت كند ولی به آن رفتار ننماید روز قیامت قرآن با او درآویزد و مخاصمه كند و می‌گوید: پروردگارا این بنده مرا رها كرده و به آیات و احكام من عمل ننموده میان من و او حكم كن.
امیرالمؤمنین علی‌علیه‌السلام نیز درباره‌ی این آیه فرموده‌اند: من آن ذكری هستم كه مردم از یاد برده‌اند و آن سبیلی كه مردم از آن منحرف شده و ایمانی كه مردم از آن كافر گشته‌اند و قرآنی هستم كه متروك مانده‌ام و دینی می‌باشم كه مورد تكذیب قرار گرفته‌ام .3
- بر ما منت گذارده و شأن نزول یكی از آیات خود را تعریف كنید.
به خاطر دارم آن زمانی را كه كافران با طعن و استهزاء می‌گفتند: این چگونه پیغمبری است كه مانند ما غذا می‌خورد و در بازارها برای كسب معاش رفت و آمد می‌كند . پس چرا فرشته‌ای به طور محسوس بر او نازل نمی‌شود تا گواه راستگویی‌اش باشد و مردم را بترساند، و آنچه را كه می‌گوید تصدیق نماید.
پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از گفته‌های آنان ملول و دلتنگ شد. در این هنگام جبرئیل بیستمین آیه‌ی مرا از سوی خداوند نازل فرمود:
«وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَیَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْوَاقِ »
« پیش از تو هیچ رسولی نفرستادیم مگر آنكه آنها هم غذا خورده و برای طلب معاش در بازارها راه می‌رفتند»
ناگاه چهره‌ی جبرئیل تغییر كرد . پیامبر علت را جویا شدند. او گفت: من از ترس عذاب خدا چنین شدم اكنون دری از درهای آسمان گشوده شد و من نمیدانستم كه در رحمت است یا عذاب برای كسانی كه تو را مسخره و استهزاء نموده‌اند.
پیامبر و جبرئیل بر اثر این حادثه گریان بودند كه جبرئیل به حال اولیه خود بازگشت و گفت: ای پیامبر خدا تو را بشارت باد كه این در به رحمت برای تو گشوده شده و اینك رضوان خازن بهشت است و از جانب پروردگار بشارت آورده كه از تو خشنود است. رضوان باطیفی از نور بر رسول اكرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم وارد شد، سلام كرد و گفت: این كلید گنج‌های دنیاست اگر می‌خواهید بردارید و بدانید كه با قبول ان نصیب و بهره‌ی ثواب آخرت شما هیچ كم‌و‌كاست نخواهد شد . حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمود: من را به این گنج‌ها حاجتی نیست و دوست دارم بنده‌ی صابر و شاكر خدا باشم.
رضوان گفت: « تَبَارَكَ الَّذِی إِن شَاءَ جَعَلَ لَكَ خَیْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَیَجْعَل لَّكَ قُصُورًا » 4
ناگاه صدایی از بالا شنیده شد جبرئیل سر بر داشت دید درهای آسمان تا زیر عرش گشوده شد و به امر و فرمان پروردگار بهشت عدن شاخه‌ای از شاخه‌های خود را بر قصری از زبرجدسبز كه هفتاد هزار یاقوت سرخ داشت فرود آورد. جبرئیل گفت : ای رسول خدا نگاه كن منازل و جایگاه پیغمبران و منزل خود را كه مافوق منازل ایشان است . در آن حال منادی ندا داد : ای محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آیا راضی شدی؟ پیغمبر اكرم گفت: من به آنچه تو بخواهی راضی هستم اما آنچه می‌خواستی در دنیا به من عطا فرمایی ذخیره آخرت من قرار بده تا در روز قیامت وسیله‌ی شفاعت امتم باشم.5
- مرحمت فرمایید و ما را توصیه‌ای گرانقدر میهمان نمایید.
« وَالَّذِینَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا »6
«مؤمنان چون آیات خداوند را بیاد آورند به تفكر پرداخته و مطالعه می‌نمایند و كرو كور نمی‌مانند.»
در پایان با سپاس فراوان از حضور پر فیض شما، چشم امید به دعای خیر داریم.
« َربَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا »7
« پروردگارا برای ما از همسران ، فرزندانی عطا كن كه موجب روشنی دیدگان ما شود و از پرهیزگاران باتقوا پیشوا و امامی برای ما قرار بده» آمین
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/03ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط فاطمه   |